مصطفى محقق داماد

109

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

در حوزه‌ها تدريس مىشود ، از قبيل معالم و كفاية الاصول ، نيز وضع به همين منوال است و فقط با اشاره به آن اكتفا مىكنند . حتّى در كلمات بعضى از متأخّرين مانند محقّق قمى مطلب چندان روشن نيست . و ليكن مىتوان گفت بهتر از سايرين در قرون معاصر علّامه سيد محسن كاظمى در كتاب « المحصول » به تشريح عقل پرداخته است و به پيروى از او شاگردش مرحوم شيخ محمد تقى اصفهانى ، صاحب حاشيه بر معالم ، مطلب را تا حدّ وسيعى تجزيه و تحليل نموده است . اين بود مختصرى از تاريخچه دليل عقل كه بيان گرديد . عقل از ديدگاه شيعه و اهل سنّت : الف ) نظرگاه شيعه در مورد عقل - فرقه اماميّه از ابتدا به دليليت عقل عقيده داشته و به اين نكته شناخته شده‌اند . و از بين علماى عامه كسانى كه به شيعه نزديك بوده‌اند تا حدودى و به نحوى از انحاء دليليّت عقل را پذيرفته‌اند ، از آن جمله‌اند : مالك ، كه در جلسات درس حضرت صادق ( ع ) حضور مىيافته است ؛ جلال الدين سيوطى شافعى ، كه دانشمندى است مصرى ، در كتابش بنام الحاوى مىگويد : « اهل سنّت منبع احكام را منحصر به منقول مىدانند و معقول را نمىپذيرند - و اضافه مىكند - كه تنها شيعه و كراميّه و معتزله عقل را به عنوان يك منبع مستقلّ قبول دارند « 1 » . » منظور سيوطى از منقول همان كتاب و سنّت و قياس ، و از معقول همان است كه در

--> ( 1 ) الحاوى جلد 2 ص 159 جلال الدين سيوطى .